آخرین سونوگرافی
سلام پیام آور عشق و آرامش، سلام دلسای بی نظیر ما.
عزیزم ! امروز آخرین سونوگرافی برای ماه نهم انجام شد. بالاخره روزهای ملاقات از پشت صفحه ی مانیتور به پایان رسید و ایشالا خیلی زود تو آغوش هم دیدار ها تازه می کنیم. عزیز مادر! دیروز یه سری آزمایش های مخصوص این ماه رو هم انجام دادم. امروز باید جوابش بیاد. ساعت یازده و نیم رفتیم برای سونو. خاله نسیم هم مثل همیشه با اشتیاق و ذوق فراوون همراهم بود. ایشالا یه روزی بتونم براش همین کارا رو جبران کنم.
بالاخره نوبتمون شد و من که تقریبا خیلی وقت بود سونو انجام نداده بودم با کمی هیجان روی تخت دراز کشیدم. دکتر اومد و شروع به بررسی کرد و حسابی شما خانم طلا رو سانت زد
.
خانمم شما از نظر دکتر تو هفته ی 34 هستی و تازه 6 روز هم ازش گذشته. شما الان 2500 گرمی و صورت ماهت هم به وضوح قابل رویت بود. انقدر ناز و دلنشین هستی که توصیفش برام غیر ممکنه. نمی دونم شاید چون مامانتم انقدر برام عسلی. مخلوطی از من و بابایی و بیشتر متمایل به بابایی به نظرم اومدی. خاله نسیم هم همین نظر و داشت البته یه شمه هایی از خاله جونم داشتی. خلاصه هوای باباتو خیلی داشتی و اونم حسابی کیفور شد. یادت باشه نیومده رفتی تو کار پارتی بازی
عزیزم! ایشالا صحیح و سالم بیای تو بغلم. هر روز دارم عاشق و عاشق تر می شم. هر شب خوابت رو می بینم و هر روز صورت نازت توی خواب شب قبل جلوی چشامه. دوست دارم به اندازه ی تمام عشقی که خدای بزرگ و رئوف در خلقتت صرف کرد. عزیزم سالم و آروم فرود بیا تو بغل مامانی. ما که کمربندها مونو سفت بستیم و منتظر نشستیم.
عزیزم! یه سری بافتنی برات به نی نی بافت سفارش داده بودم خانم امینی زحمت کشید و برام آماده کرد. تازه به دستم رسیدن. اینم عکساشه.
مبارکت باشه عشقم.






آخرین سونوگرافی 
