آغاز هفته ی سی و دو
سلام عشقم، سلام معجزه ی زندگیم!
عزیز دلم! امروز من و شما وارد سی و دومین هفته از مسیر پرپیچ و خم اما زیبا و دوست داشتنی بارداری شدیم. آره مامانی، شما یه هفته ی دیگه به زمینی شدنت نزدیک تر شدی. مسافر کوچولوی من! دیگه برای اومدنت لحظه شماری می کنم. عزیز دلم! این روزا خیلی سخت و کند می گذره. روزهای تابستون انگار اصلا نمی خواد تموم بشه. هوا حسابی گرمه و من یا به کولر چسبیدم یا به پنکه. البته در خیلی از موارد از هر دو کمک می گیرم. این روزا کمتر می تونم به وبلاگ سر بزنم نشستن هم یه جورایی برام سخت شده. قربونت بشم کی جز خدا می دونه من و تو داریم چه تلاشی برای بالا رفتن از این چند پله ی باقیمونده می کنیم. عزیز نازنینم! خسته نشو مطمئنم اون بالا یه منظره ی زیبای بی نظیر منتظرمونه. گلم! بی صبرانه منتظرتم

دخترم! این شبها، شبهای عزیزیه. شبهای قدره. می دونی مامانی تو این شبها امام علی (ع)، امام اول ما شیعیان به شهادت رسیده. می گن تو این شبها سرنوشت آدم ها نوشته می شه. می گن درهای بهشت به روی بنده ها بازه. می گن دعا مستجابه. می گن ملائکه رو زمینن. آره مامانی ! می گن خیلی خوبه و واقعا خیلی خیلی خیلی خوبه که ما این شبها رو داریم. عزیزم!تو که به خدا نزدیک تر از منی، ازش بخواه فرشته های ناز خاله های منتظر و براشون زمینی کنه. ازش بخواه تو این شبهای عزیز، هیچ خاله ای دست خالی به آشیونه ی عشقش برنگرده.
به مسافر کوچولوهای آسمونی بگو رو زمین فرشته های مهربونی هستند که منتظرشونن. بگو وقتی اومدن تو بغل فرشته های مهربون، صداشون کنن مادر. بگو بعد از خدا، مهربون ترینند در بین مخلوقات. پس بیش تر از این منتظرشون نذارن.
پ.ن: خدایا دل همه ی دوستان و خاله های گل منتظر رو شاد بفرما به حق این شبهای عزیز.


آغاز هفته ی سی و دو 










