دلسا جوندلسا جون، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 19 روز سن داره

دلسا دختر رویاهای مامان و بابا

سخنی با دختر رویاهای مامان بابا

1393/3/7 14:29
نویسنده : مامان فاطمه
304 بازدید
اشتراک گذاری

سلام خانمم. عزیزم. دخترکم. امروز مامان خونه تنهاست و اولین باره که احساس می کنه یکی دیگه غیر از خدا هست که با اینکه نمی بیندش عاشقشه. البته عکسای سونوی 3 بعدی هست که اگه نبود مامانی تا حالا از فوضولی ترکیده بود. مامان جون  ! یه چمدون مخصوص خودت داری که هر خورده ریزی که تا حالا برات خریدم و گذاشتم توش. هر وقت دلتنگ می شم می رم سراغش و با دیدن اون لباسای بندانگشتی و اون عروسکای قد و نیم قد، حسابی قند تو دلم آب می شه.

طفلکی بابایی خیلی ازمون دوره واسه همین با خیال تو زندگی می کنه. این شش ماه، من هر روز لمست کردم و از فکر حضورت تو وجودم سرشار از آرامش شدم اما می خوام بدونی بابایی هم اندازه ی من شاید هم بیشتر با خیال تو عشق کرده و روزاشو به شب رسونده. بابایی به خاطر کارش از ما دوره اما با ابن حال  اگه بیشتر از من برات زحمت نکشیده کمتر هم نبوده. بابایی خیلی دوست داره و الان روزشماری می کنه تا وقتش بشه و بیای و اونم بتونه مثل من بغلت کنه و تمام عشقش و نثارت کنه. تمام این شش ماه، دوری و تنهایی رو تحمل کرده تا من پیش مامان ناهید بمونم و استراحت کنم و راحت باشم تا شما خانم طلا راحت باشی.

واسه ی همین من فکر می کنم اگه تا اینجای بارداری من با جونم حمایتت کردم بابایی با عشقش حمایتت کرده و من ایمان دارم  این چیزی کمتر از زحمات دوران بارداری نیست. دخترم، شما بهترین بابای دنیا رو داری و می دونم وقتی بیای ده برابر من عاشقش می شی.

ما عاشقانه عاشقتیم جانکم.

ایشالا بزودی خودت به سلامتی بیای و عکسای خودت و باباییت و بذارم تو وبلاگت عسلم.

 

پسندها (6)

نظرات (8)

سعيده مامان محمدمهدي
7 خرداد 93 14:43
سلام عزيزم انشالله اين چندماه باقي مونده رو هم بسلامتي پشت سر ميزاري و دختر گلت و سالم و سلامت بغل ميگيري و بابايي هم مياد پيشتون و دلتنگيا از بين ميره من اولين بار وبلاگت اومدم خيلي وبلاگ خوشگلي داري بااجازت لينكت كردم دوست داشتي به وب من و پسرم هم سربزن مرسی عزیزم. ممنونم. حتما سر می زنم. با افتخار لینکت کردم.
مامان افسانه
7 خرداد 93 18:13
سلام عزیزم توی این لحظه های نابی که هستی همه رو دعا کن نفس زن باردار حقه خدا زود صداشو می شنوه برای همه کسایی که منتظر این معجزه بزرگن دعا کن و بعدش خوشبختی نی نی هامون هیشه سلامت باشید الهی آمین. ایشالا هیچ زنی حسرت عشق ورزیدن به بچش تو دلش نمونه.
مامان آینده
8 خرداد 93 9:07
عزیزم انشاالله همیشه شاد و خوشبخت باشید واقعا اشک توی چشم هام جمع شد واقعا داشتن یه مرد خوب بهترین و مهم ترین اصله برای آرامش در کل زندگی زناشویی خدا همسرتو اول به شما و بعد به دختر کوچولوت ببخشه انشالا. ممنونم عزیز دلم.
صبا-یک بانو
8 خرداد 93 9:50
جانک جون ببین مامان و بابات چقدر عاشقتن ببین مامانت چقدر قشنگ حسشونو بهت انتقال میده الهی که زودتر بیای تو بغلشون و مامانینا با وجودت کلی خوش باشن فاطمه عزیزم عالی نوشتی کاش همسرت هم پیشت بود خانوم مرسی عزیزم.
niloofar
8 خرداد 93 15:37
انشااله همیشه کاشانه تون همینقدر گرم و عاشقانه باشه. این لباسهای ریزه میزه بدجوری دل آدم و آب میکنه. آدم بی تاب میشه که نینی زودتر بیاد و اینا رو تن کنه مرسی عزیزم. دقیقا همینطوره. وقتی آدم بی تاب اومدنش می شه زمان کندتر می گذره.
مامان افسانه
10 خرداد 93 2:35
سلام فاطمه جون خوبی عزیزم؟؟ فرشته ناز و قشنگمون چطوره دلبری کردناش و شروع کرده همش تو لگدو پیج و تاب می دونم دوست دارم نیومده عزیزی ببین بیایی چی میشه بووووووووووووووووووووووووووووس قربونت خاله جون. آره حسابی شیطون شده.
مامان نورا خانم
11 خرداد 93 8:51
چه مامان با احساس و خوش ذوقی هستی فاطمه جان. این احساسات زیبا به دختر گلت هم منتقل میشه.برامون بگو چه اسمایی براس انتخاب کردی قربونت خانمی. راستش هنوز روی اسمای نهایی به نتیجه ی ثابتی نرسیدیم. اما قول می دم در اسرع وقت اسم دخملی رو اعلام کنم.
مامان افسانه
12 خرداد 93 0:42
سلام فاطمه جون خوبی دخمل نازمون خوبه حسابی داره بزرگ میشه عروسکم مراقب خودتون باشید مرسی عزیزم. شمام هوای نانازمونو داشته باش خانمی.