جونم به جونت بسته عزیزم
سلام زیبای مادر، سلام معجزه ی بزرگ خدای بزرگم!
دیروز خیلی حالم خوش نبود دلم بدجوری گرفته بود. نمی دونم به خاطر زهر نیش های بی رحم زبان های بران و قلب های سنگ تر از سنگ بعضی آدم هاست یا تاثیر طبیعت هورمون های عزیز مادرانه .
عزیز دل مادر ! هرچی که بود برام تجربه ی شیرینی بود شاید بعضی ها بگن غلو می کنه اما من برای تو می گم و برای تو می نویسم که می دونم می دونی که راست می گم و عین حقیقته. از این جهت برام تجربه ی شیرینی بود که به وضوح حس کردم موجودی رو دارم تو رحمم به لطف خالق هستی پرورش می دم که عاشقمه همونقدر که من عاشقشم.
دیروز بدون اینکه بهت بگم "دخترم دلم گرفتست" تو فهمیدی که حال مامان خوش نیست و مدام سعی می کردی خوشحالم کنی. در تمام این مدت که شروع به تکون خوردن کردی هیچ وقت مثل دیروز باهام بازی نکرده بودی. تا می رفتم تو فکر یا ساکت می شدم و می خواستم روی تختم کز کنم تو حواست جمع من می شد و شروع به شیطنیت می کردی. از لگدهای آروم با پا تا ضربه های سرانگشت های ظریفت، از وول خوردن تا سر خوردن از یه سمت به سمت دیگه. هر بار که این کار و می کردی لبخند روی صورتم نقش می بست و تو می فهمیدی که من لبخند به لب دارم و آروم سر جات درازمی کشیدی.
در طول روز بارها و بارها و بارها این صحنه ها تکرار شد و من دیگه کم کم فراموش کردم که دلی هست که گاهی ممکنه تنگ بشه یا بگیره یا بشکنه. فقط این و فهمیدم که این دل باید فقط شادی داشتن دلسا توش باشه و آرامش در کنار دلسا بودن همیشه شاد شادش کنه.
دیروز بابایی از صبح چندین بار تماس گرفت و نگران حالم بود. بهش اطمینان دادم که چیزیم نیست و این حالات طبیعیه. از اینکه بی خود و بی جهت یهو می زدم زیر گریه یه جورایی خندم می گرفت. بابایی کم کم خیالش راحت شد وقتی دید حالم بهتره و صدام از پشت تلفن بشاش تره. بابایی هم یه جورایی می دونست این سر حال اومدن من کار شما دلسا خانمه، چون هر چی نباشه اون دخترشو خیلی بهتر از من می شناسه
.
پ.ن: خدایا شکرت به خاطر همه ی نعمت هات شکرت. به خاطر مسعود مهربانم شکرت. به خاطر دلسای عزیزتر از جانم شکرت. به خاطر پدر ، مادر ، خواهر و برادر همیشه همراه و یاورم شکرت. به خاطر فرصت برای حس کردن تمام این نعمات شکرت. شکرت شکرت. خدایا به حق این روزهای عزیز همه ی آرزومندان در این ماه عزیز به آرزوشون برسن و تمام قلب های مهربان و فقط قلب های مهربان دلتنگی هاشون تموم شه و فرشته های آسمونیشون بیان تو آغوششون.


جونم به جونت بسته عزیزم 






